عطا ملك جوينى

876

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

بحر خزر » از ملگونوف روسى ص 228 ، 260 ، 267 ، و همچنين در عموم كتب جغرافى و نقشه‌هاى جديد ، و از همه مفصّل‌تر و مبسوطتر در كتاب نفيس موسم به « گيلان « 1 » » تأليف لوئى رابينو نايب قونسول سابق انگليس در رشت در جغرافياى مشروح و مفصّل ايالت گيلان ص 215 ، 225 - 227 ، 336 - 338 . و در اينجا از اشاره به خلط عجيبى كه اين مؤلّف اخير را در خصوص كوتم دست داده ناگزيريم تا كسانى كه اتّفاقا مسطورات او را با مندرجات اين فصل حاضر مقايسه نمايند حمل بر خطا يا غفلت خود ما نكنند : رابينو در ص 225 - 227 از كتاب مزبور « كوتم » مذكور در مؤلّفات قدما را با « كهدم » حاليّه على ما هو الصّواب يكى دانسته و جميع وقايع تاريخى كه مورّخين سابق راجع به كوتم و كهدم ذكر كرده‌اند او همه را در تحت عنوان كهدم جمع آورده است و البتّه حق به كلّى با اوست . ولى در ص 336 - 337 از همان كتاب گويا جميع مسطورات سابق خود را فراموش كرده و كوتم را به كلّى شهرى ديگر واقع در رانكوه حاليّه قريب شش فرسخ در مشرق لاهيجان فرض كرده و گويد كوتم با هوسم و خشم قدما همه يكى است « 2 » و همه اسماء مختلفهء يك مسمّى است و اصل همه كوتم و مابقى تحريف آن كلمه است . راقم سطور گويد جميع اين اظهارات رابينو به كلّى اشتباه و سهو واضح است و مؤلّف مزبور را در اين باب خلط بسيار عجيبى دست داده و سه شهر به كلّى مغاير با يكديگر را كه در نقاط مختلفهء گيلان واقع و ما بين هر يكى از آنها با ديگرى از ده الى بيست فرسنگ مسافت است يعنى كوتم و هوسم و خشم را همه را باهم يكى فرض كرده است . امّا كوتم كه همين ناحيه‌ايست كه فعلا محلّ گفتگوى ماست و چنان كه گفتيم واقع است در پنج فرسخى جنوب شرقى رشت بر ساحل غربى سفيدرود . و امّا هوسم به فتح هاء و سكون واو و فتح سين مهمله و در آخر ميم به تصريح عموم ارباب مسالك و ممالك شهرى بوده در منتهاى قسمت شرقى ايالت گيلان قريب ده فرسخ در مشرق سفيدرود و قريب پنج يا شش فرسخ در مشرق لاهيجان

--> ( 1 ) - اين كتاب به زبان فرانسه و در سنهء 1917 ميلادى در پاريس به طبع رسيده و نام و عنوان آن از قرار ذيل است : H , - L , Rabino . Les Provinces Caspiennes de la Perse . Le Gullan ( Forme le vol . XXXII de la Rerue du Monde Musulman 1916 - 1917 ) , 2 vol . Paris , 1917 . ( 2 ) - آقاى مينورسكى مستشرق معروف روسى نيز در دايرةالمعارف اسلام ج 3 ص 8 در عنوان « لاهيجان » بلا شك به تبع رابينو كوتم را با هوسم يكى پنداشته‌اند و آن نيز چنان كه عن‌قريب بيان خواهيم نمود سهو واضح است ،